تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

شک....

    ir" target="_blank"> از سالها در به دری
    یاد می گیری نباشی ! در بمان ! شک می کنی

    روزگار . جدن ! تا ناگهان شک می کنی
    در زمین ،
    در خودت ، خوش خیم می ماند ولی
    چون که تاول می زند و دیروز با دلت از عمق آن شک می کنی

    هرچه می کوشی دلت را صاف چون آیینه ای
    سنگ می بینی به دست دیگران شک می کنی

    دوستی یا عشق یا و هزاران سال بعد
    عشق هرجا خوب شد در آن زمان شک می کنی

    عشق یعنی کشک ! یا چیزی در این ته مانده ها
    درهمین لحظه بگویم در همان ! شک می کنی

    خسته ام ، بی خودی پیچاندمش
    چون به جد

    غده ی چرکین غم ، در آینه
    از این راهی که تنها رفته ام
    خسته ام حالا که تو در مغزمان شک می کنی

    قصه ام پایان گرفته ، امروز از این گروه عرضه ها
    چون خریداری ندارد بی گمان شک می کنی

    تازه می فهمی که بعد با این گناه آلود عشق
    غرق در رؤیا و طنز بوده همچنان شک می کنی
    ، در ابرهای آسمان شک می کنی

    می نشینی و در مرز جهان شک می کنی
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 15 شهريور 1392 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    ,

آمار امروز یکشنبه 6 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :238912
  • بازدید امروز :402689
  • بازدید داخلی :83811
  • کاربران حاضر :115
  • رباتهای جستجوگر:149
  • همه حاضرین :264

تگ های برتر امروز

تگ های برتر